این روزهای قند عسلم 2
عروسکم با شال کلاه جدیدش
البته یه کم بزرگه که واسه سال بعدنگه میدارم 





آیهانم داره حاضر میشه بخوابه

خوشگلم داره برنامه ریزی میکنه امروز چی کاراو شیطنتایی قراره بکنه


تازه گیا این مدل و دوست داری و تن تن انجامش میدی 



خوشگلم با باباش داره فوتبال نگاه میکنه 

که وسطاش متوجه
عکس گرفتن مامانی شدی و فوتبال و ول کردی فرشته خوردنیه خودم 




راستی مامانی چند روزه وقتی رو پاهات میذارمت و وایمیستی تن تن
پاهاتو میکوبی زمین و به هر نحوی که شده خودتو زودی جلو میبری خودشم
با صداهای جور واجور
خوشگلکم هیجان زده میشه
فدات شم مامانی میخوای راه بری عزیزم 
عجله نکن مامانی آسیاب به نوبت 
در ضمن مامانی یه کار دیگه هم تازه گیها میکنی روی بالش که میذاریمت
خودتو بلند میکنی البته اولا هم میکردی وقتی هنوز دو ماهت تموم نشده بود
ولی بعدنا نکردی
فکر کنم در استراحت بوده نازم
عوضش بازم شروع
کردی
عزیزم 




این روزهای قند عسلم 2
